به کارگردانی آقای محمد علی افقه
فیلمبرداری از روز دوشنبه تا پنجشنبه مورخ ۲۶/۱۲/۸۷ لغایت ۲۹/۱۲/۸۷ به طول انجامید... ![]()
یعنی ما ۴ شنبه سوری و شب عید هم سر فیلمبرداری بودیم...![]()
لوکیشن هم:کافه هنره...

سیستم کار , سیستم یا علی بود و همونطور که ملاحظه می کنید دقایقی قبل از اینکه من برای ایفای نقش انتخاب بشم خود کارگردان تصمیم به بازی در این نقش و داشت که بنا به دلایلی(محرمانه) منصرف شد.البته نا گفته نماند که همون ساعت با کسی که دوست داشتیم این نقش رو بازی کنه تماس گرفتیم ولی متاسفانه شمال بودن...
و بعد از گفت و گو با خانوم گریمور و اینکه چهره ی من قابلیت گریم شدن و تغییر تا چند سال بالاتر و داره , تصمیم بر این شد که من بازی کنم...

اینجا هم آقای کارگردان(البته از پشت) در حال بازی دادن به ما...

اینم من البته بعد از گریم...

وقتی که همه چی خوب و خوش بود...

اینجا قراره یه بلایی سره من بیاد...

از اینجا به بعد هم کلا مستند بلاییه که سرم اومده...




۱۵ اسفند کلا نیستم...
می خوام درس بخونم...
می فهمییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟ ؟
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی نا شادم
شمع هر جمع مشو تا نبری از خویشم
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد بر افراز که از سرو کنی آزادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
چون فلک جور مکن تا نکشی حافظ را
رام شو تابدهد طالع فرخ دادم
بازم همین... .
همین...

