...خدمت مقدس سربازی
وقتی از سر میز غذا یا صدای کوبیده شدن مشت سرکار استوار روی میز ,دست از غذا خوردن می کشی...
وقتی از توی حمومی که تنها یک ربعه که رفتی توش با جمله ی شیر و ببند مواجه می شی و در صورت توجه نکردن فلکه ی آب گرم و می بندن و ممکنه تو هنوز حتی سرت پر از کف باشه ,میان و با چوب از لا به لای بخار آب می کشنت بیرون(در حموما هم که قفل نداره که)...![]()
وقتی می ری به سمت باجه ی تلفن همگانی تا زنگ بزنی ,با یه صف رو به رو می شی که کل اون آدما برای زنگ زدن فقط ۱۵ دقیقه وقت دارن.حالا اگه دست کم بگیریم افراد توی صف ۱۵ نفر باشن یعنی نفری ۱ دقیقه می تونن صحبت کنن که اون زمان هم با جمله ی "کارت غیر مجاز است" تموم می شه...
وقتی ۵-۱۰ دقیقه وقت داری که هم از سرویس استفاده کنی و هم پوتین و کلاه و چهار بندت و تنت کنی و بعد از اتمام این کارها میایی تو آسایشگاه و می بینی باید نیم ساعت الکی خبر دار وایسی...
وقتی شب اولی که از مرخصی برگشتی و همچین بگی نگی یه کمی هم بی حالی و مریض احوال ,موقع خونده شدن لوحه ی نگهبانی با شنیدن اسم خودت مواجه می شی و می فهمی که معاون گروهبان نگهبانی* و با بزرگترین مصیبت زندگیت رو به رو شدی(الان ساعت ۱۰ دقیقه به ۲ ,یعنی من ۵ دقیقه است که نگهبان های پاس بعد و بیدار کردم)...![]()
وقتی داری از شدت برون روی به خودت می پیچی و بعد از یک هفته برای اولین بار می خوایی به این عنوان از سرویس بهداشتی استفاده کنی ,با توالت هایی مواجه می شی که حتی یکیشم شیلنگ نداره و این لحظه ی شیرینیه که برای اولین بار در زندگیت خودتو با آفتابه می شوری...![]()
وقتی به خاطر بازیچه شدن وسط شوخی ۲ تا افسر یک مقداری گوش مالی می شی...![]()
وقتی موقع اعزام به مرخصی دفترچه ی مرخصی و مثل غذای سگ پرت می کنن جلوت و می گن واسه اینه که غرورتون بشکنه...
وقتی که باید عادتتو ترک کنی و به جای خوردن یه قالب ۵۰ گرمی کره و نیر با صبحانه ,۲ بند انگشت از هر کدوم و با یدونه نون لواش بخوری...
وقتی ویتامین Aیی که مالیدی رو لبات تااز شدت سرما نترکن ,می ماسه رو لبات...
وقتی موقع پخش کردن دفترچه ی مرخصی ,دفترچه ات و بهت نمی دن و بعد از روی یه لیست اسمت و می خونن و می گن که این افراد از فرماندهی کل به خاطر کمکاری در ورزش صبحگاه لغو مرخصی شدن...![]()
فقط در یه صورت می تونی همه ی اینار و تحمل کنی ,باید یه فرشته داشته باشی ,یه فرشته کوچولوی مهربون.اینجوری آخر هر روز می گی چه زود گذشت.کل روزهای خدمت چه ۱ ماه باشه چه ۲۴ ماه ,مثل باد می گذره.... .![]()
*معاون گروهبان نگهبانی:یعنی از ۹ که خاموشی می زنن می خوابی تا یک ربع به۱ ,بعد خود گروهبان نگهبان بیدارت می کنه و تا ساعت ۴:۳۰ که بیدار باش می زنن باید بشینی پشت میز و سر ساعت نگهبان هار و بیدار کنی.