...رشته محبت
چون رشته گسست می توان بست لیکن گرهیش در میان هست*
من رشته محبت خود پاره می کنم شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
با این که بین دو بیت تناقض موج می زنه،ولی شعر به دل میشینه .
یه رابطه زمانی که دچار مشکل میشه و رشته ش پاره می شه، آدم متناسب با ارزش رابطه تلاش می کنه برای گره زدن. ممکنه که دوستی دوباره شکل بگیره، اما هیچ وقت اون اتفاق از ذهن خارج نمی شه؛ در واقع شاید منظور از " گرهی در میان است "، همون خاطره اون اتفاقه باشه که همیشه تو ذهن هستش و هر لحظه التیماتوم میده که: «این دوستت قبلا امتحانشو خوب پس نداده ها! حواست جمع باشه!»
من رشته محبت خود پاره می کنم شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
این اتفاق خیلی کم پیش میاد. شاید گره بخوره اما خیلی وقتا هم گره نمی خوره .
فکر می کنم تو رابطه ی اول، مشکل برمی گرده به اینکه آیا ما واقعا طرف مقابل رو بخشیدیم ؟؟؟
و همه ی سوء ظن ها رو رفع کردیم ؟؟ یا از سر اجبار یا نیاز فقط در ظاهر بخشیدیم ؟
مساله حل شد یا صورت مساله پاک شده ؟
اگر به این شکل باشه که میشه "گرهیش در میان است "
اما اگر بالغانه مشکل رو بررسی کرده باشیم و نقاط ضعفی که توی رابطه بوده و باعث بروز مشکل شده رو برطرف کردیم و در صورت نیاز معذرت خواهی آگاهانه **انجام شه، مساله را حل کرده و اجازه ندیم هیچ نقطه ی تاریکی در مورد مشکل باقی بمونه .
بعد از اون می تونیم انتظار داشته باشیم " شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم " اتفاق بیفته. با این کار در اصل نقاط ضعف رو برطرف کردیم و در مسیر هدایت رابطه به سمت رشد هستیم .
..................................................
*از امیرخسرو دهلوی
**معذرت خواهی آگاهانه زمانی اتفاق میفته که انسان به این نتیجه میرسه کارش اشتباه بوده و چون این نتیجه گیری حاصل اندیشه و فکر کردن بوده پس دیگه تکرارش نمی کنه.