گریه ات که میگیرد / از باران بدم می آید

حالا تو از چتر های جادویی بگو که زیرش

تمام ِ قهوه ها / عاشقانه می شود ........

من به عصیان ِ سیگارم و یک جیب ِ تو خالی

دست هایم را / سر به زیر می کنم

این میز ها / بویی از تو نبرده اند

که تنها با صرف ِ تو

بتوان قهوه هایش را تلخ خورد ....