...یادت بماند
گریه ات که میگیرد / از باران بدم می آید
حالا تو از چتر های جادویی بگو که زیرش
تمام ِ قهوه ها / عاشقانه می شود ........
من به عصیان ِ سیگارم و یک جیب ِ تو خالی
دست هایم را / سر به زیر می کنم
این میز ها / بویی از تو نبرده اند
که تنها با صرف ِ تو
بتوان قهوه هایش را تلخ خورد ....
حالا تو از چتر های جادویی بگو که زیرش
تمام ِ قهوه ها / عاشقانه می شود ........
من به عصیان ِ سیگارم و یک جیب ِ تو خالی
دست هایم را / سر به زیر می کنم
این میز ها / بویی از تو نبرده اند
که تنها با صرف ِ تو
بتوان قهوه هایش را تلخ خورد ....
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت 0:50 توسط Dani
|